تبليغاتX
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
.
.
color=#000000>     این مورد را جدی بگیرید!     گفتگوی اصغر فرهادی با ایسنا      تغییر 180 درجه ای یک رویکرد     محمود اربابی و محمدرضا جعفری جلوه : درباره الی خردادماه اکران می شود      ماجرای یک هوچی گر...      ستایش دیوید بوردول از درباره الی ؛ درباره الی شایسته ی یک پخش جهانی فوری است      پرونده درباره الی در صنعت سینما     
پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388
شناسه گروه
پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388
پرونده ها
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
نگاهی به بازی گلشیفته فراهانی در درباره الی و چند نکته و حاشیه
 

مقدمه : حال نوبت به سکانس دوم از آن "سه گانه" رسید. هر چند کمی بیشتر از کمی دیر شده است، اما باید نوشته می شد. از چند ماه قبل، بررسی کامل فیلم و بازیهای بازیگران شروع شد و بررسی کامل بازی گلشیفته فراهانی را هم موکول کردم به آینده. اما بنا به دلایل مختلف، این آینده مدام دیرتر و دیرتر شد، تا به امروز رسید. هر چند کمی دیر است، اما گمان کنم باز هم ارزش پرداختن را داشته باشد. به هر حال فیلم همچنان در جهان دارد سر و صدا می کند(بمب های اصلی اش هنوز مانده) و ظرف یکماه آینده وارد شبکه ویدئویی هم می شود. از طرفی کار گلشیفته فراهانی در این فیلم، ارزش آنرا دارد که به هر میزان و در هر زمانی به آن بپردازی. این نه فقط طولانی ترین یادداشت درباره الی، بلکه طولانی ترین یادداشت تاریخ این وب است(که البته بزودی یادداشت شماره ۱، رکوردش را با اختلاف فاحش می شکند). به هر حال سکوت چندین ماهه در مورد بازیهای گلشیفته فراهانی و بازی اش در درباره الی، حالا باید جبران می شد. کسانی که انگیزه و نفسش را دارند، شروع کنند و تا آخرش بیایند. وگرنه بهتر است اصلا استارتش را نزنند. در این یادداشت تنها به بازی گلشیفته فراهانی در درباره الی پرداخته نشده، بلکه به شخصیت سپیده و کلیت دنیای بازیگری گلشیفته فراهانی و برخی جزئیات فیلم و چند حاشیه نیز نگاه شده است. اگر این یادداشت در قسمتهایی پرگو و حتی متشتت به نظر می رسد، آنرا به حساب همین سکوت طولانی مدت بگذارید، و اینکه در این یادداشت سعی شده تا به تمام جوانب نگاه شود و خطوط گوناگون را کشیده و بهم وصلشان کنیم.


2

خودش است. همانکه در بالای سر دیگران، همچون کایپیتانی ایستاده و لبخندی بر لب دارد. پروسه ی شناخت سپیده، گویا پروسه ی نسبتا زمان بری بوده است. چنانکه این پروسه، مستقیما در پوستر فیلم بروز می یابد. نخستین پوستر فیلم، کادری خاکستری بر روی تصویر الی دارد و عکس تکی ای از او را در خود جای داده. سپیده هم خم شده است و به مبل تکیه داده و کم اثر است. در پوستر دوم(پوستر بالا)، اما سپیده کمر راست می کند و با رویی گشاده، همچون مدیر و سرپرست بالای سر دیگر اعضای گروه می ایستد. و در پوستر سوم، که سردر سینماها را زینت می دهد، دیگر خبری از کادر خاکستری و عکس تکی الی نیست. همه چیز بتدریج آنگونه پیش می رود که نقش کاپیتان گونه ی سپیده در فیلم، در پوستر اثر نیز نمایان شود و او کنترل را بدست بگیرد. گروهی سرخوش و شاداب نشسته اند و دختری جوان، بالای سرشان و درست در مرکز مبل ایستاده! دیگر تصویری از این دقیق تر و ظریف تر می توان یافت؟

اما این شاه نقش بزرگ سینمای ایران، آیا به خوبی حق مطلب درباره اش ادا شده است؟ آیا ایفاگرش توانسته آنرا به نقطه ی مناسبش برساند؟ پاسخ این سوال را باید در ادامه و پس از گذر از چند مرحله یافت.

۱- آیا انتخاب گلشیفته فراهانی برای نقش سپیده، مناسب بوده است؟ و اگر جواب مثبت است، چرا او مناسب ترین گزینه برای ایفای این نقش بوده است؟

الف - خصوصیات نقش سپیده چیست؟

سپیده همچون سایر شخصیت های فیلم، دارای دو ویژگی مهم است : نخست آنکه از یک سرخوشی و بی خیالی یک سوم ابتدایی اثر، به یک تشویش و آشفتگی می رسد و دوم اینکه این نقش، قرار است فارغ از تمام سینمایی کاریها و زیاده کاریهای مربوطش ایفا شود... بر پایه ی خود زندگی. اما آن چیزی که شخصیت سپیده را نسبت به سایر شخصیت ها تمایز می دهد، اینست که سپیده در وهله ی اول بدلیل آنکه بیشتر از دیگران(و شاید فقط خودش) در ماجرای روی داده خود را مقصر می داند و خود را در قبال سرنوشت الی مسئول می پندارد، با واکنش های هیستیریک بالا و متعددی رو به رو می شود. اگر دیگر شخصیت ها اوج عصبانیتشان را تنها با چند فریاد و بگو و مگو نشان می دهند، اما سپیده این تشویش درونی اش را با از دست دادن کنترل و ری اکشنهای هیستیریک بالا نشان می دهد. همانگونه که او بی محابا و بی ملاحظه برای نجات الی به دریا می زند و شب تنها کسیست که زیر باران و در سرما انتظار او را می کشد. که نشان از آشفتگی درونی بالایش دارد، که باعث شده است ملاحظات را کنار بگذارد. سپیده از یک رو بدلیل آشفتگی ها و عذاب وجدان بالا، بیش از دیگران واکنش های عصبی دارد و جلوه های بیرونی اش بسیار زیادند. و از طرفی دیگر، بدلیل رازی که با خود دارد و لحظه به لحظه به افشایش نزدیک تر می شود و از درون بیشتر بهم می ریزد، دارای یک درونگرایی بسیار بالا نیز هست که دیگر شخصیت ها به آن دچار نیستند.

شخصیت سپیده از این حیث فوق پیچیده و سخت است که نیاز به درونگرایی و برونگرایی یکجا و بالایی دارد، که این در سینمای ایران کمتر مشاهده شده است. و جدای اینها سپیده جزئیاتی در خودش دارد که دیگر شخصیت ها به آن دچار نیستند. جزئیاتی مانند گرفتگی گلو و بهبود تدریجی آن و... . اینها مجموعه ویژگی هایی هستند که سپیده را به یکی از شخصیت های فوق پیچیده ی تاریخ سینمای ایران تبدیل می کنند.

ب - ایفاگر نقش سپیده باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

در وهله ی اول باید توجه داشت که سپیده شخصیتیست با درونگرایی و برونگرایی همزمان، که هر دوی اینها به شکلی سخت و جلوه گر بروز می یابند. واکنش های برونی سپیده به اوج هایی چون هق هق های عصبی در یک گوشه و فریاد و کتک کاری با همسر می رسد و واکنش های درونی اش هم به اوج هایی چون نگاه به احمد وقتی که می گوید به شماره ای زنگ زدم و مردی برداشت و گفت برادر الی هستم ختم می شود، و جزئیات پراکنده ای چون حواس پرتی و خس خس صدا را هم شامل می شود. از همین رو، بازیگر مناسب این نقش باید جدای آنکه توان آزاد و رها بازی کردن را داشته باشد، در زمینه خلق موقعیت های هیستیریک(مهمترین بارزه ی سپیده) و تنش زا نیز از تبحر بالایی برخوردار باشد و در عین حال، از قدرت نگاه نافذ و بازی پذیری چشمان نیز بهره مند باشد. البته جدای مسائل فیزیکی این شخصیت، که ایفاگرش باید به یک گریم سنگین جواب پس دهد و چهره اش نمایانگر زنی زخم خورده و سرشکسته از طبقه ی متوسط باشد که در موقع بحران، تصویر سختی ها و بدبختیها و زجرهای زنان این مرز و بوم در طی چند سده ی گذشته، بر آن نمایان شود و سرخاب سفیداب نخست، از رویش بیفتد.

ج - چرا گلشیفته فراهانی مناسب ترین گزینه برای ایفای نقش سپیده بوده است؟

اصغر فرهادی دیگر نه فقط به عنوان نابغه ی کارگردانی و بازی گیری، بلکه به عنوان استاد انتخاب بازیگران نیز شناخته می شود. فرهادی تاکنون در تمام فیلمهایش(با تاکید بر چهارشنبه سوری و درباره الی) برای تمامی نقش هایش، بهترین بازیگران را انتخاب کرده و این امر بدان حد بوده که در پایان، نمی توان آن نقش را بدون آن بازیگر تصور کرد. اما حالا، چرا گلشیفته فراهانی انتخاب فرهادی برای نقش سپیده می شود؟ چرا گلشیفته انگ سپیده و بهترین گزینه برای فرو رفتن در کالبد آن است؟ برای رسیدن به جواب، باید مهمترین ویژگی های نقش سپیده را به یاد آورد تا سپس بر اساس آن، ببینیم آیا ایفاگر آن، دارای این توانمدیها هست؟

گلشیفته در کارنامه ی سینماییش، بارها نشان داده و ثابت کرده که بهترین و یا حداقل یکی از بهترین بازیگران در زمینه ی پدید آوردن لحظات تنش آلود، دراماتیک و عصبی است. چنانکه در بوتیک، در سکانس روی پل، واکنش تند و عصبی گونه ی او در مقابل جهانگیر، به عنوان تصویری از بازی او در این فیلم قاب گرفته شد و در تاریخ سینمای ایران ثبت گردید. و یا در سنتوری، در عصیانی ترین و اعتراضی ترین سکانس این فیلم(اعتراض کنار جوی آب)، گلشیفته فراهانی مخاطب را به اوج احساس و درگیری می برد و بهترین سکانس بازیش در این فیلم را رقم می زند. و یا در میم مثل مادر، در سکانس های متعددی، ترکیبی تکان دهده از احساس خشم و نفرت و عصبیت ایجاد می کند که حاصلش حیرت مخاطبان و ستایش های کم نظیر است. و یا در همیشه پای یک زن در میان است، اوج بازی او زمانی شکل می گیرد که او باید از تناقض زندگیش با محیط اطراف و تعجب و حیرت از وقایع روی داده ی اخیر، یک واکنش عصبی ارائه دهد که با مشتی کارت ویزیت در دست همراه است. این سکانس از بازی او، به بهترین سکانس بازی اش در این فیلم و یکی از بهترین سکانسهای کارنامه اش تبدیل می شود. گلشیفته نشان داده هر گاه نیاز به برونگرایی بالا و احساسات با حرارت زیاد باشد، او می تواند این واکنش را با بیشترین انرژی و اثرگذاری روی مخاطب و کمترین اغراق ارائه دهد و در کنارش، چاشنی های دیگر را هم به این واکنش های خود اضافه کند : چاشنی های خشم و نفرت(که در بوتیک و سنتوری و میم مثل مادر بروز می یابد)، چاشنی حیرت و واماندگی(که در همیشه پای... تجلی می یابد)، و چاشنی خشم و ترس و عذاب وجدان، که در درباره الی شکل می گیرد. سکانس های پرخاش ها، هق هق ها و کتک کاری عصبی گونه ی سپیده، این نیاز بازیگر به توانایی ارائه ی این قبیل واکنش ها را نشان می دهد.

گلشیفته اما نشان داده که به زمانش توان ارائه ی بازیهایی تودار، سکوت مدار و در آرامش را نیز دارد. چنانکه نگاه های او در آن غار تاریک به آن سرباز در اشک سرما، نگاهش به سهیل در اتوموبیل در میم مثل مادر، و یا نگاه هایش به راجر در سرتاسر محموعه دروغها، اثبات گر این ادعایند. سپیده دارای رازی در درون است. رازی که فقط مربوط به خودش نیست، بلکه دانستنش حق همه است و پنهان کاریش ظلم به همه. حال وقتی حاصلش به بحران رسیده باشد و خودش در حال افشا شدن باشد، حال و روز سپیده چگونه است؟ سپیده از تمام اطرافیانش و اعضای گروه می ترسد و گویا تنها احمد را محرم راز و دل خود می داند و حتی برای همین، در جاده و در اتوموبیل، راز را برایش می گوید. سپیده باید در طول فیلم، به داده ها و برداشت های غلط گروه، در دلش، هم بخندد و هم گریه کند و هم بترسد و هم بلرزد. بهترین تصویر از سپیده، همان تصویریست که شب ناپدید شدن الی، زیر باران و دست بر روی نور اتوموبیل، در حال لرزیدن است و یا صحبت بعدش، از خواب بیدار می شود و مستاصل به دور و اطرافش نگاهی می اندازد. این سپیده است. سپیده شاید یک دنیا راز نداشته باشد، ولی رازش یک دنیا ارزش دارد. این سپیده ی تودار و درونگرا، در مقابل سپیده ی برونگرای قبل است. سپیده هر آنچه که جا دارد را به بیرون می ریزد و سانسوریهایش را در خودش جمع می کند و فقط با چشمانش خودش را لو می دهد. این سپیده ی خودخور و تودار، انگ گلشیفته فراهانی ایست که پیش از این آزمونش زا در این مورد پس داده.

جدای اینها، گلشیفته جزو معدود بازیگرانیست که حتی در آثاری که اصل بر ارائه ی تصویری عین زندگی واقعی نیست هم قدرت ارائه ی بازی ای همچون زندگی واقعی و به دور از نمایش را دارد. امری که در سه اوج کارنامه ی او بروز یافت : بوتیک، میم مثل مادر و درباره الی. هر چند در چندین سکانس از دیگر آثار او نیز، این توانایی خیره کننده ی او مشهود است(برای مثال به یاد بیاورید بازی او در فصل پارتی فیلم سنتوری را، وقتی تازه وارد مهمانی شده اند و او دارد در پای پیانو، با جاهد حرف می زند. آیا حس نمی کنید با یک دوربین مخفی طرفید؟). بازی گلشیفته در این آثار به گونه ایست که ناگهان به ناخودآگاه ذهن مخاطب تلنگر می زند که این چرا عین زندگی واقعی بود؟ چقدر کارش شبیه من بود و... . بازیگران بزرگی در دنیا و از جمله ایران حضور دارند، اما کمتر تعدادشان توانایی ارائه ی تصویری منطبق بر زندگی واقعی را دارند. اکثریت بازیهای بزرگ سینمای ایران، صورتی کاملا بازیگونه و سینمایی دارند و اکثریت بازیگران بزرگ ما نیز صرفا می توانند بزرگ بازی کنند، اما نمی توانند خود زندگی باشند و اینکه می گویند جلوی دوربین زندگی می کنیم، بیشتر یک نوع شعار است. زمانی تو می توانی بگویی آن بازیگر دارد جلوی دوربین زندگی می کند، که در ناخودآگاه خود ناگهان تلنگر زندگی روزمره ات خورده باشد. گلشیفته اما با این توانایی عظیمش، کاملا مناسب برای بازی در مهمترین نقش فیلمیست که قرار است بازیگرانش زندگی کنند و همه چیزش عین زندگی باشد. در کنار این ویژگی هایی که گلشیفته را مناسب ایفای نقش سپیده می کند، اضافه کنید توان بالای صورتش در انعطاف پذیری و از هم پاشیدگی های کامل را. چیزی که در درباره الی شدیدا به آن نیاز است.

احمد  ؛ تنها محرم و مرحم سپیده. که اگر نبود بهانه اش، سپیده تن به این دردسرها نمی داد

۲- چرا گلشیفته می تواند بازی نکند؟

اگر آثاری چون درباره الی را که کاملا هدفمند و با هدایت کارگردان و تمرینات مکرر، بازیگران موفق به ارائه نقش ها، به جنس زندگی می شوند را کنار بگذاریم، بازیگر زمانی می تواند این امتیاز را به طور کامل و ثابت در خود داشته باشد که در آثار گوناگون و بدون برنامه ریزی و ضرورت، آن را بروز دهد. یکی از چیزهایی که باعث ستایش های منتقدان از اصغر فرهادی می شود، تصویر دقیق و ظریفیست که او از جزئی ترین مسائل زندگی مردم شهری نشان می دهد و این تصویر دقیق هم حاصل شناخت دقیق او از جزئیات زندگی روزمره ی مردم و حالات و رفتارشان است. اما این شناخت، چگونه حاصل شده است؟ مطمئنا این شناخت، تنها از طریق کتاب خواندن و چیزهایی از این قبیل حاصل نمی شود. بخش اصلی این شناخت، ناشی از حضور آن فرد در جامعه و بین مردم، دقت و تمرکز بر روی زندگی روزمره ی آنها و ثبتشان، دقت روی واکنش های ناخودآگاه و ادبیات خود و ثبت فوری آنها و تلاشی دقیق برای شناخت خود و مردم است. توانایی گلشیفته نیز در ارائه ی زندگی واقعی در مقابل دوربین، به همان شناخت او از مردم کشورش مربوط می شود. گلشیفته مردم و کوچکترین جزئیات رفتاری آنها را می شناسد و می داند که آنها(خودش) در این لحظه چه می کنند.

همه ی ما زندگی روزمره مان کم و بیش شبیه هم است. اما چرا کمتر فیلمسازی چون فرهادی توانایی به تصویر کشیدن این جزئیات را دارد و کمتر بازیگری چون گلشیفته فراهانی، توان ارائه شان در مقابل دوربین را؟ گلشیفته همان مسیری را رفته که فرهادی طی نموده. می داند زندگی روزمره از مجموع چه چیزهایی شکل می گیرد و فرقش با نمایش چیست. او زمانی که مثلا نقش اتی را بازی می کند، می داند دختر سرگردان خیابانها، در زندگی روزمره اش، یقینا تمرکز ذهن ندارد و زندگی اش پر جزئیات تر از دیگر مردم است. به گونه ای که مثلا وقتی در پاساژ در حال حرکت است و دارد با جهانگیر صحبت می کند، مردی در فاصله ی دور و پس زمینه، خنده ای بلند سر می دهد و اتی بازمیگردد رو به عقب و در بین صحبتهایش سریعا می گوید "دیوونست این" و بعد ادامه ی حرفش را می زند. و یا نمونه های بسیار فراوانش در اشک سرما، میم مثل مادر، سنتوری، گیس بریده و... ، که یقینا نیازی به شرحشان نیست و زیاده گویی اند. بازیهای "بازیگونه"، البته گاهی به فرم اغراق شده و تئاتریند(مثلا خانوم مژده شمسایی)، و گاهی نیز کاملا سینمایی و جذاب. در نسل گلشیفته فراهانی، برای مثال ترانه علیدوستی جزو بازیگرانیست که همواره بازیهای خوب، سینمایی و جذاب و درگیر کننده ای ارائه می دهد. ولی او هم فاقد توان ارائه زندگی در مقابل دوربین است، چنانکه حتی در درباره الی هم موفق به انجام آن نشد و در عوض به طور کم نظیری، نقشش را در قالب "بازی" عالی ارائه داد. گلشیفته این قدرت را، که حاصل غریزه و دقت و جست و جو و شناختش است را دارد و همین مسئله باعث نزدیکی زیاد مخاطبان با او گشته و می گردد. که مخاطب با او همذات پنداری می کند. قدرت اعجاب آوری که هیچگاه به صورت جداگانه مورد توجه و نقد و اشاره قرار نگرفت و قدر نادیده ماند.

۳- چرا گلشیفته فراهانی در درباره الی می درخشد؟ سکانس به سکانس ؛

بازی گلشیفته در درباره الی مورد ستایش اکثریت قرار گرفته و همچون خود فیلم، در لیست بهترینهای تاریخ سینمای ایران جا خوش کرده است. اما چرا؟ نکته ها و بخش ها و تکه های درخشان این نقش آفرینی، چه هستند و کجایند؟

گلشیفته فراهانی در یک سوم نخست فیلم، سرخوش و روان و شیرین بازی می کند. اما پس از ناپدید شدن الی، دیگر دنیای او خیلی متفاوت است. اولین سکانش درخشان بازی او در این فیلم، در پرخاش شدید و عصبی اش(اولین واکنش هیستیریک) به یکی از افراد کمک رسان مستقر در لب ساحل مربوط می شود و آن جمله ی "از شما دارم سوال می کنم؟ از شما پرسیدم؟"، که از فرط هیجان ناشی اش، مخاطب را به وجد و ترس همزمان وا می دارد. دومین بخش درخشان بازی او، به هق هق هایش در گوشه ای، پس از قطع امید از پیدا شدن الی باز می گردد. گریه ای سرتاسر عصبی که گویا می خواهد جایی را با دستانش بگیرد. ناله می کند، دهانش باز است، به گوشه ای خیره است و دستش معلق در هواست و مدام چپ و راست می شود. گویا می خواهد طنابی و ریسمانی را بگیرد و از این بدبختی خودش را بالا بکشد، اما دستش به آن نمی رسد و پس از چند سکته، دوباره هق هقش بالا می گیرد. گریه ی عصبی گلشیفته، که به جرات و ضرس قاطع، بهترین سکانس بازی گلشیفته در تمام کارنامه اش و جزو چند سکانس بازی برتر تاریخ سینمای ایران است، به طرز ناگهانی ناخودآگاه ذهن مخاطبان را یاد زندگی واقعی و واکنش های معمول انسانها می اندازد. اما سومین بخش درخشان بازی او، باز هم با واکنشی عصبی همراه است. آنجا که سپیده ساک الی را می آورد و می گوید آن را قایم کرده تا الی نرود. افسوسی که همزمان با آن جمله در وجودش است و سپس با ادای دو باره ی جمله ی "کاشکی میذاشتم بره" پرده برداری می شود، به یک تیک عصبی و رفتاری روان پریشانه ختم می شود، که او گوشه ای می نشیند و چنگ در موهای خود می کند و آنها را می کشد و خدا را فریاد می زند. اجرای گلشیفته در این سکانس، تداوم قطار بازی نفس گیر و محرک اوست که درگیرکننده ترین لحظات فیلم را رقم می زند.

همچنان معنادارترین عکس سپیده و معنادارترین عکس این سالهای سینمای ایران، در کنار دو عکس دیگر از درباره الی

با گذر از سکانس های دیدنی ای چون تمنای سپیده صبح روز بعد از ناپدید شدن الی از همسرش و فریادهای همسرش بر سر او و سوال و جواب گروه از او، نقطه ی درخشان دیگر بازی گلشیفته، به سکانس درگیری لفظی و بدنی او با امیر بازمی گردد(باز هم واکنشی عصبی). گلشیفته که یکبار در سنتوری آزمونش را در این زمینه پس داده بود، در اینجا نیز باز هم به شکلی اعجاب آور، به شیوه ای نامعلوم، حرارت را به حد زیادی بالا می برد، بدون آنکه از دایره ی زندگی خارج شود و فرم بازی و حتی اغراق به خود بگیرد. و از طرفی هم کاملا کنترل شده و حسابگر عمل می کند، بدون آنکه ماحصل، سرد و بی روح شود و بیشتر به بازیهای نابازیگران فیلمهای کیارستمی شباهت یابد. زمین خوردن های او که با جمله های "اذیتم نکن. نکن بهت میگم. نکن کثافت" همراه می شود، یکی از اثرگذارترین سکانس های فیلم را رقم می زند. باید دانست که دیالوگ نویسی فرهادی در این بخش، فوق زیرکانه و استثنایی است. سپیده که کمتر علاقه ای به همسرش دارد و فقط ظاهر را حفظ می کند، دوست دارد با همسرش مهربانانه و آبرومندانه برخورد کند. وقتی امیر به روی او دست بلند می کند، سپیده نخست یک جمله ی خواهشی می گوید : "اذیتم نکن". اما وقتی امیر اعتنایی نمی کند، او یک جمله ی امری می گوید : "نکن بهت میگم". و وقتی باز هم کارگر نمی شود، او لب به فحاشی برمی دارد : "نکن کثافت". این دیالوگ های پله پله ای سپیده، که هر کدامشان حس نفرت و خشم بیشتری از دیگری در خود دارند، چنان در بازی گلشیفته و صدای او تبلور یافته که دیالوگ انتهایی که با ناسزا همراه است، تمام جوهره ی کار را در خود دارد و از تمام جملات قبلی، رساتر و کوبنده تر ادا می شود.

اما سکانس بعد، به یکی از همان توانمندیهای گلشیفته در خلق لحظات زندگی به سبک خودش مربوط می شود. جاییکه او پای راستش بدلیل ضربات امیر ضرب دیده و در یک اتاق، گروه می خواهد او را مجبور به بازگشت به تهران کند و در این بین، نازی به پای او دست می زند و سپده از روی درد، در حالیکه می خواهد جواب پیمان را بدهد، صدایش را رساتر می کند و خطاب به نازی می گوید "نازی جان... نازی جان..." و پس از آن، آنگاه که شهره دارد زخم ها و نیش هایش را نثار او می کند(که من این خانوم رو دعوت کردم؟ من ویلای لب آب گرفتم؟ و...)، سپیده رو می کند و خطاب به شهره می گوید : "من کردم دیگه... من کردم. شما برید" و ناگهان برمی گردد و با صورتی متلاشی و چشمانی سراسر اشک، از جلوی دوربین رد می شود. بازی گلشیفته در این لحظه، چنان است که هر کسی را آنچنان وسوسه می کند که از آن لحظه ی یک ثانیه ای گذر او با چشمانی خیس از مقابل دوربین، قابی بگیرد و آنرا شناسه ی فیلم قرار دهد(قاب گیری از صورت بهت زده ی سپیده، یکی از ایده های فرهادی برای پایان فیلم بوده است). نگاهی آرام و پرمعنا به احمد، وقتی احمد به گروه می گوید با برادر الی حرف زده و قرار گذاشته، و باز شدن ناگهانی و یک ثانیه ای مردمک چشمان او از روی ترس، وقتی دارد حقیقت را به احمد می گوید و احمد حیرت زده او را نگاه می کند، بخشی دیگر از لحظات درخشان(اینبار با توداری) بازی گلشیفته در درباره الی است.

اما اوج بعدی، که بهترین و نفس گیرترین سکانس بازی او در کنار همان هق هق های اوائل ناپدید شدن الی است، سکانس اعترافات سپیده است. سکانسی که همه چیز در خودش دارد : هم درگیری درونی ناشی از دو دلی سر گفتن یا نگفتن حقیقت(که باید در چهره ی او نمود پیدا کند)، هم جزئیات فراوان که به خس خس صدا و فراموشی مربوط می شود، و هم از دست رفتن کنترل احساس، که سیل اشکان سپیده را سرازیر می کند و انفجار او محسوب می شود. گلشیفته در این سکانس، در یک پلان چند دقیقه ای، که دوربین فقط او را در قاب خود می بیند، باید از اول تا آخر ماجرا و مجهول ها را بگوید. دقت و هوشمندی فرهادی در وارد کردن جزئیات زندگی روزمره به فیلم و بازیها، با اجرای گلشیفته فراهانی است که رنگ و بویی عجیب به خود می گیرد. جایی که او در بین صحبت هایش، ناگهان یادش می رود چه می خواست بگوید، دستش را بر روی پیشانی اش می گذارد و پلکها و ابروهایش را بالا می دهد و مدتی فکر می کند و دوباره شروع می کند. چنین پرداختی به جزئیات، به ضرس قاطع در تاریخ سینمای این مملکت نظیری برای خود ندارد. سپیده در لحظاتی قبل از آغاز به اعترافاتش، وقتی هنوز دو دل است و در درونش غوغاییست، دم درب خروجی اینور و آنور می رود و مدام با بهت غریبی، دیگران را نگاه می کند و سرآخر، مصمم می شود که بگوید "من می دونستم. به قرآن می دونستم. به جان مروارید. اینبار دیگه دروغ نمیگم...". این عذاب و شک درونی و عزم راسخ نهایی، به طرز بی نقص و کاملی در چهره و بازی گلشیفته پدید می آید. گلشیفته چنان ظرف چند دقیقه دیالوگ ها را با حس کم نظیر و انرژی مضاعفی پشت سر هم می گوید، که مخاطبان فرصت سر خاراندن را هم در این بین پیدا نمی کنند و خیره و مات و مبهوت و نفس در سینه، چون دیگر اعضای گروه، نظاره گره اویند.

اما بخش درخشان نهایی بازی او، به مهمترین سکانس فیلم ختم می شود. جاییکه سرانجام سپیده، "نه" آخر را به علیرضا می گوید و کار را تمام می کند. پس از خروج علیرضا از اتاق، سپیده که از عذاب وجدان، وحشت، آشفتگی و استیصال، کاملا درمانده شده، به حالت انفجار و فروپاشی کامل در می آید. او نخست از درون می شکند و کم کم آن انفجار درونی(که با نگاه خیره ی سپیده به یک گوشه و لرزش اندام و مفاصل صورتش همراه است)، ره به بیرون می یابد و صورت او را از هم می پاشاند و سپیده در سر جای خود، باز هم هق هقش بلند می شود و در حالی که اشک در حال شره از چشمانش است، سرش را به پایین می اندازد. تنهایی و اغتشاش روانی سپیده در این سکانس به خوبی در بازی گلشیفته لمس می شود و حس و هر آنچه که باید از این صحنه در می آمد، کاملا با بازی او در می آید و مخاطب را با خود همراه می کند. 

پوستر برای پخش در سینماهای فرانسه - سپیده باز هم در مرکزیت ایستاده

الان چی فکر می کنه درباره الی؟

به این قسمت از بازی گلشیفته در درباره الی، باید جداگانه پرداخت. عصاره ی وجودی درباره الی، منظور و هدف از نام فیلم، در این دیالوگ سپیده است که نمایان می شود. این دیالوگ شاید دیالوگی کلیدی و رازگشا در داستان نباشد، اما مهمترین دیالوگ فیلم است. قرار است کل مسیری که گروه و مخاطبان طی کرده اند، با این جمله به جایگاهش برسد. پس نحوه ی ادای آن توسط گلشیفته فراهانی بیش از هر سکانس و دیالوگی اهمیت داشته است. وقتی علیرضا وارد ویلا می شود و گروه، سپیده را در ویلا نگه می دارد و خودشان به طرف علیرضا می روند، دوربین به سمت صورت سپیده در مقابل شیشه می رود و مخاطب را در قابی قرار می دهد که قرار است مهمترین دیالوگ فیلم در آن گفته شود. پس چه فاجعه ای می شد اگر گلشیفته در گفتن این دیالوگ ضعف نشان می داد. اگر او این دیالوگ را بی روح و سنگی، و یا بیش از حد سنگین و غلو شده می گفت، اگر تاکیدات بیجایی روی می داد، نه فقط این دیالوگ حیاتی تباه می شد، بلکه کل بازی درخشان گلشیفته در طول فیلم نیز زیر سایه ی هدر رفتن این دیالوگ قرار می گرفت. اما گلشیفته چنان این دیالوگ و عصاره فیلم را بر زبان می آورد و تعادل احساسی در ادا کردن آن به کار می گیرد که مخاطب می گوید الحق که تنها کاپیتان این گروه، شایسته بر زبان آوردن آن بود. دیالوگ آنطوری ادا می شود که باید بشود. نه تصنع و اطواری در آن هست و نه اغراق و تاکیدی. دیالوگ چنان ساده و روان و اثرگذار بر دل فیلم و مخاطب می نشیند که دیگر جایی برای بحث باقی نمی گذارد.

جزئیاتی که بازی گلشیفته فراهانی را خاص می کنند ؛

قبلا در مورد جزئیات ظریف موجود در بازی بازیگران درباره الی نوشته ام و از جزئیات بی نقص بازی گلشیفته، که آنرا همچون زندگی می کند، گفته ام. اما چیزی که اوج این پرداخت به جزئیات است و شاهکار تمام و کمال بازی گلشیفته در این فیلم، ماجرای گرفتگی صدای سپیده در طول فیلم است. مخاطب اگر بداند گلشیفته موفق به چه کاری در این زمینه شده است، حتما از روی تعجب و شوق، لب به تحسین وا می دارد. حفظ یکپارچگی در توالی زمانی در بازی گلشیفته و گرفتگی صدایش، یکی از حیرت آورترین نکات بازیگری در تاریخ سینمای ما را رقم می زند. شب ناپدید شدن الی، سپیده تنها در زیر باران ایستاده و می لرزد. صبح روز بعدش او به همین دلیل سرما خورده و با صدایی گرفته در بین جمع حاضر می شود. درد گلوی او چنان است که وقتی دیگران از او سوال می کنند و او می خواهد جواب بدهد، ناگهان در بین صحبتهایش، خارش گلو می گیرد، رویش را آنطرف می کند و با مکثی کوتاه، سرفه می کند و دوباره حرف می زند. هر چقدر که از روز فاصله می گیریم، گرفتگی صدای او کمتر و کمتر می شود و در هر سکانس احساس می گردد. تا آنجا که نهایتا در سکانس تصمیم گیری گروه برای اینکه چه جوابی به علیرضا بدهند، گلشیفته دیگر آن سرفه های عمیق و متعدد را ندارد و تنها یک خس خس در صدایش احساس می شود. چنین برقراری انسجامی در توالی زمانی، جزو نکات فوق درخشان بازی گلشیفته است. حال بگذریم که او همین دیالوگ گویی با خس خس را چقدر استثنایی به اجرا درآورده است. برای پی بردن به کار بزرگ گلشیفته در این مورد، می توان نمونه های زیادی را مثال آورد که بازیگرانشان نتوانسته اند در برقراری این انسجام، موفق باشند. نمونه دم دستی اش، باران کوثری(بازیگری مستعد و توانا) در نقش سارای خون بازیست، که نتوانست بازی منسجمی در توالی زمانی و با نوسانات کنترل شده ارائه دهد(مثلا جنس بازی و دیالوگ گویی او در یک سکانس خماری، با سکانسی دیگر که به نیم ساعت بعد و با همان وضع خمار مربوط می شود، تفاوت دارد).

نتیجه : بازی گلشیفته فراهانی در درباره الی، حتی در کلاسی بالاتر از بازی نگین وارش در میم مثل مادر قرار دارد. بازی ای که ذره ای تردید وجود ندارد که سالهای سال بعد، می تواند به عنوان الگو به علاقمندان بازیگری نشان داده شود. گلشیفته در درباره الی لحظاتی را خلق کرد که تاریخ سینمای ایران کمتر نمونه اش را به خود دیده بود. او مخاطب را با گوشه هایی از رفتارها و حرکات خودشان رو به رو کرد که کمتر نمونه ای به این حد نزدیک را بر روی پرده نقره ای دیده بودند. گلشیفته ی درباره الی، حاصل پختگی و بلوغ کامل گلشیفته، تراوش تمام نبوغ و خلاقیت های او، و فهم و هدایت بینهایت بالای اصغر فرهادیست. گلشیفته ی درباره الی، یک وزنه ی فوق سنگین برای بازیگری سینمای ایران است و در سطح تاریخ سینمای ایران و این سالهای سینمای جهان، همچون نگینی می درخشد.

پراکنده :

۱- مشخصات بازیگری گلشیفته فراهانی ؛

گلشیفته فراهانی آنطور که در کارنامه اش نشان داده، بازیگریست که معمولا بازیهایش سر و صدای زیادی بپا می کنند و نظرات متفاوتی را برمی انگیزند. اگر کارنامه ی گلشیفته فراهانی را به دقت مرور کنید، متوجه می شوید که کارنامه او همچون یک نمودار سینوسی می ماند که متشکل از چند بازی معمولی و چندین بازی خوب و چند بازی عالی است. کارنامه گلشیفته با یک بازی عالی در درخت گلابی با اوج آغاز می شود، سپس با زمانه و جایی دیگر به پایین می آید، با یک بازی خوب در اشک سرما اوج می گیرد و با دومین بازی درخشانش پس از درخت گلابی، یعنی در بوتیک، به بیشترین اوج خود می رسد. سپس با بازیهای خوب در ماهی ها عاشق می شوند و گیس بریده اندکی پایین می آید و با به نام پدر پایین تر می رود و با یک بازی خوب در سنتوری بالا می رود و با نیوه مانگ باز هم بالاتر و با میم مثل مادر، به سومین نقطه اوج خود می رسد. سپس با همیشه پای.... و دیوار پایین می آید و با بازی بسیار خوبش در مجموعه دروغها بالاتر می رود و با درباره الی، به نقطه ی اوج چهارم می رسد. در واقع در کارنامه گلشیفته فراهانی، ۴ نقش آفرینی قرار دارند که می توان نام مربع طلایی را بر آنها نهاد(درخت گلابی، بوتیک، میم مثل مادر، درباره الی). این ۴ نقش آفرینی فرقشان با نقش آفرینیهای خوب دیگری چون ماهی ها عاشق می شوند و نیوه مانگ اینست که هم در زمان نمایش بازتاب فوق العاده ای یافتند و سر و صدای بالایی کردند و یک برگ برنده تازه برای بازیگری سینمای ایران به حساب آمدند، و هم در گذر زمان، جزو بازیهای برتر این سینما نام برده خواهند شد. گلشیفته فراهانی جزو آن دست بازیگرانیست که توان تکان دادن سینما را دارد. توان اینکه یک سر و صدای بزرگ بپا کند را برخوردار است. هر چند وقت یکبار، یک بازی او سر و صدای زیادی بپا می کند و در واقع این تفاوت او با بسیاری دیگر از بازیگران است.

گلشیفته فراهانی بازیگر پر نوسانیست. گاهی از یک بازی درخشان، به یک بازی معمولی می رسد(به نام پدر و دیوار مثلا)، و جدای آنکه هواداران کثیر سرسختی دارد، مخالفان سرسختی هم دارد. او از این حیث بازیگر پر سر و صدایی نیز هست. باز هم به طور ناگزیری، می توان ترانه علیدوستی را از نسل گلشیفته فراهانی مثال زد. ترانه بازیگر بینهایت کم نوسانیست. تمام بازیهای او یا خوبند یا خیلی خوب. هیچ گاه در کارنامه اش بازی معمولی نداشته و این برای خیلی ها تحسین برانگیز به نظر می رسد. اما از طرفی، ترانه جزو بازیگرانیست که همیشه خوب و دلپذیر است، اما هیچگاه نمی تواند سر و صدا بپا کند و موجی ایجاد نماید. اگر گلشیفته فراهانی برای دیوار و همیشه پای... توسط بیشتر مطبوعات و منتقدان مورد حمله قرار می گیرد، اما در نقطه ی مقابل، ناگهان برای بازی ای چون درباره الی، مورد ستایشی همگانی و کم نظیر قرار می گیرد. اما ترانه علیدوستی هیچگاه برای هیچ بازیش مورد انتقاد اکثریت قرار نگرفته و همواره در حالت خوب قرار داشته، اما هیچگاه نیز به آن حد از درخشش نرسیده که مخاطب به وجد آید و بتواند تاریخ سینمای ایران را به لرزش دربیاورد. این شاید مهمترین تفاوت گلشیفته فراهانی با دیگر بازیگران مهم و خوب سینمای ایران باشد، که ترانه علیدوستی، یکی از مهم ترینهایشان، در همان نسل اوست. گلشیفته فراهانی از جنس بازی ای نیز برخوردار است که مخالفان و موافقان زیادی برایش دست و پا کرده(و در واقع خنثی نیست). که البته موافقانش، با اختلاف، در اکثریتند. بیشتر مخالفان بازی او، در مواجهه با آثاری چون درباره الی، قالبا موضع سکوت اختیار کرده اند(چون نه راهی برای انتقاد دارند و نه دوست دارند که اعتراف کنند و لب به ستایش بگشایند). هر چند تعداد کمی از آنها، در مقابل درباره الی نیز گاردگیری می کنند.

۲- شرح یک ظلم : وقتی گلشیفته فراهانی گیشه ی فیلم را یک تنه به اوج می رساند و به جای احترام، مورد سنگ پراکنی قرار می گیرد ؛

در این بین اما ظلم های زیادی هست که بر گلشیفته فراهانی وارد شده، که گفتن از آنرا به یادداشت آخر، یعنی شماره ی ۱، حواله می کنم. ظلم های عجیب و غریبی که توسط برخی مطبوعات و سایت ها به حضور گلشیفته فراهانی در درباره الی شده است، فقط چون دیگر اینجا نیست، بیش از حدند و نیازی به شرحشان نیست. ماهنامه وزین و محبوب فیلم، به صورت مرموز و عجیب و غریبی، در هیچ کدام از شماره های خود، در مطالب پیرامون درباره الی، هیچ عکسی از گلشیفته فراهانی را قرار نمی دهد. روزنامه بانی فیلم خبر کاندیدایی درباره الی و گلشیفته فراهانی در آسیا پاسیفیک را روی صفحه اول خود کار می کند، اما عکس بازیگران دیگر فیلم را می گذارد. تمام خبرگزاری ها از ابتدا تا کنون، هیچ عکسی از گلشیفته فراهانی در فیلم نگذاشته اند. اینها مسائلی اند که هر چند کوچک و بی اهمیتند(مگر عکس اهمیتی دارد؟)، اما از این حیث قابل توجه و عجیب هستند که این مسئله ی بی اهمیت، چرا برای این نشریات معتبر و خبرگزاریها انقدر مهم است و چه سیاستی در پشتش است(باز در مورد خبرگزاری های دولتی قابل هضم است، اما مثلا ماهنامه ی فیلم چرا؟)؟ هر چه باشد، آیا حاصلش جز توهین به زحمات و سختی های ایفاگر مهمترین نقش فیلم است؟ البته بگذریم از برخی افراد و منتقدان طرفدار این فیلم، که گویا نمی دانند برای مخاطبان عام، شاهکار بودن درباره الی و جوایز داخلی و خارجی و ستایش منتقدان اصلا مهم نیست و آنها فقط دنیال مشخصات جذاب و زرد در ظاهر فیلم هستند تا به دیدنش بروند و سالهاست فقط تمایل به کمدی های لوده وار دارند. آنها گویا یادشان رفته که درام در این سینما فروشی ندارد، به خصوص اگر درام واقعگرا، متفاوت و سیاهی چون درباره الی باشد(آنهم در شرایطی که جامعه در افسرده ترین حالت خود طی یک دهه اخیر قرار دارد، اکران شود!). اما وقتی فیلم با اکران در یک موقعیت جنگی و افتضاح(بحرانی ترین وضع طی ۲۰ سال اخیر) یک میلیارد و دویست میلیون در تهران و یک میلیارد در شهرستانها می فروشد و اولین فیلم میلیاردی غیرکمدی و سومین فیلم غیرکمدی پر مخاطب دهه هشتاد می شود، بهبه و چهچه راه می اندازند و می گویند ببینید فیلم چه پتانسیلی داشت و متوجه نیستند و یا نمی خواهند باشند که این فروش خارق العاده، فقط به خاطر همان جذابیتیست که برای مخاطب عام پیش از دیدن آن ایجاد شده ؛ یعنی حضور گلشیفته فراهانی و ماجراهای جنجالی و حواشی فوق جذابش. وگرنه آنها دلیلی برای دیدن درباره الی نمی یافتند. مخاطبان عام ما قرار نیست از فیلمنامه و کارگردانی استثنایی فرهادی لذت ببرند. آنها فقط پی سرگرمی اند.

آنها نمی خواهند نقش بزرگ گلشیفته فراهانی در بیشتر دیده شدن درباره الی در بین مردم را بپذیرند و  قبول کنند که گلشیفته یک تنه این درام سنگین را به قله ی گیشه رسانده و به کامل شدن زنجیره ی موفقیت های این فیلم کمک کرده و برای مالکان اثر، خاطرات خوبی را در گیشه رقم زده و باعث گسترش این فیلم مهم در بین توده های مختلف اجتماع شده است. آنها در اوج وقاحت، نه فقط اشاره ای به آن نمی کنند، بلکه کاملا حضور او را نادیده می گیرند و مدعی اند که اگر حاشیه ی گلشیفته فراهانی نبود، فیلم در نوروز اکران میشد و دو برابر می فروخت و آخر سال هم می نشینند و می نویسند و صغری کبری می چینند که فلان کمدی مبتذل با حضور فلان سوپر استار انقدر فروخته و...! درباره الی هم به لطف داستانش رکورد شکسته! لازم به یادآوری است که فیلم تردید که حمایت منتقدان و حضور ستارگان و جوایز جشنواره را در اختیار داشت، با فروش ۲۰۰ میلیون تومانی از پرده پایین آمد(بهانه ی اکران همزمان با چند کمدی هم جالب است. یادمان نرفته که درباره الی همزمان با دو کمدی پرفروش خروس جنگی و پسر تهرونی اکران شد و هر دو را عقب راند). به هر حال تمام این ظلمها برای این اعمال می شود که آن بازیگر، دیگر در این سینما نیست. نیست که از خودش دفاع کند. پس تا می توانید بزنید و بکوبید و به گند بکشید و له کنید. این یکی کار که دیگر در تخصص ما ایرانیهاست. پس بتازید... بتازید...

این تصویر با این بخش از یادداشت، ارتباطی فراتوصیفی دارد که نمی توان چیزی برایش نوشت

۳- کاندیدایی در جشنواره آسیا پاسیفیک ؛

چند روز قبل، خبری تحت عنوان نامزدی درباره الی در ۴ رشته در جشنواره ی آسیا پاسیفیک اعلام شد، که در این وب بازتاب نیافت. این کار به صورت تعمدی انجام شد. علتش آن بود که خواستم این خبر را نگه دارم تا به وقتش - که الان باشد - به آن بپردازم. جشنواره آسیا پاسیفیک، جشنواره مهمی است. مهمترین جشنواره ای است که در آسیا وجود دارد. نامزدی درباره الی در سه رشته ی فیلم و فیلمنامه و کارگردانی، کاملا طبیعی بود و اینکه در یکی دو تا از این رشته ها هم جوایز را ببرد، کاملا قابل پیشبینی ست. درباره الی دارد خودش را برای حضور در لیست ۹ فیلم و سپس پنج فیلم نهایی اسکار آماده می کند و جشنواره های مهمی چون آسیا پاسیفیک، دیگر برایش دستگرمی هستند. اما خبر نامزدی گلشیفته فراهانی برای بازی در این فیلم، جای تامل و رضایت دارد. اگر نظرات مخاطبان و منتقدان و مطبوعات را کنار بگذاریم، گلشیفته فراهانی بازیگری بوده است که از حیث نگاه دولتی و یا جایزه، همواره بهترین بازیهایش - که همانا بهترینهای تاریخ سینمای ایرانند - با بدترین برخوردها و کمترین تقدیرها همراه بوده اند. بوتیک او را به بخش مسابقه جشنواره راه ندادند، تا او به خاطر بازی درخشانش، سیمرغ برازنده اش را بگیرد. در نهایت جشن خانه سینما او را نامزد کرد و جشنواره نانت فرانسه به او جایزه داد. میم مثل مادر هم نه در جشن خانه سینما و نه در جشنواره فجر و نه در جشنواره های جهانی شرکت نکرد تا گلشیفته فراهانی برای بازی الماس گونه ی خود، تقدیر شود. و حالا درباره الی. در حالی که سیمرغ جشنواره برای گلشیفته حتی کوچک به نظر می رسید، ماجرای خروجش از ایران باز هم کمک حال رقیبانش شد تا جایزه(نه چندان مهم، ولی یادگارگونه) را به کف آرند و خب متعاقبش جشن خانه سینما(که البته موحودیت نیافت) هم همینطور.

اما در جشنواره های جهانی، بازی گلشیفته فراهانی علی رغم آنکه مورد ستایش تمامی منتقدان و هیئت داوران واقع شده، اما همواره زیر سایه ی کارگردانی فوق عالی فرهادی در این فیلم قراز گرفته و مظلوم ظاهر شده است. چنانکه این مسئله برای فیلمنامه کم نظیر فیلم هم پیش آمده. در حالی که هیئت داوران فستیوال برلین، بیشترین ستایش ها را نثار بازی گلشیفته در این فیلم کردند، اما کارگردانی عظیم فرهادی در این فیلم و این مسئله که اعطای بیش از یک "خرس" به هر فیلم، چندان مورد پسند نیست، موجب شد تا هیئت داوران مجبور به دادن جایزه به فرهادی برای کارگردانی شوند(که چه بهتر) و جایزه ای نصیب گلشیفته به خاطر بازی درخشانش نشود. این مسئله احتمالا در جشنواره تریبکا نیز روی داده است.

اما حالا و در جشنواره خوب آسیا پاسیفیک، گلشیفته فراهانی طلسم را شکست و برای بهترین بازی عمرش تاحالا و بازی دردانه اش در سینمای ایران، نامزد دریافت جایزه شد و یقینا اگر بازی او با دقت دیده شود و باز هم جوایز احتمالی بهترین فیلم و کارگردانی که نصیب فیلم خواهند شد، مانع نشوند(در خیلی از اوقات، جوایز بازیگری را به بازیگران فیلم هایی می دهند که سهمی از جوایز اصلی جشنواره نداشته اند)، گلشیفته فراهانی می تواند جایزه را از آن خود کند. هر چند اعطای جایزه بهترین بازیگر مرد در دوره ی قبلی این جشنواره به رضا ناجی برای آواز گنجشک ها، این احتمال را که به خاطر متوالی نشدن جوایز بازیگران ایرانی در این فستیوال، جایزه را به گلشیفته فراهانی ندهند، افزاش می یابد. به هر حال و با تمام اینها، بازی گلشیفته فراهانی در درباره الی، شایسته بهترین تقدیرهاست و البته کیست که نداند جوایز در تاریخ ماندگار نیستند و ارج و قرب هنرنماییهای ماندگار، در طول تاریخ و گذر نسلهاست که عیان می شود و می ماند. اما به هر حال مایه ی خوشحالی خواهد بود اگر گلشیفته فراهانی برای بهترین بازی زندگیش، برای یکی از چند بازی برتر تاریخ این سینما، برای یکی از بازیهای برتر این دو سه سال اخیر سینمای جهان، برای آخرین بازیش در سینمای ایران، و برای اثر گذارترین نقشش در سینمای ایران، جایزه ای بگیرد که بیشتر حکم مرحم و یادگار را داشته باشد. ۵ آذر می تواند روز خوبی از این حیث باشد. امیدوارم.

اینهم یادگاری گروه طرفداران برای درباری الی - خورشید از سویی می درخشد و تاریکی از سویی دیگر همچنان هراس انگیز است - طرحی از گروه طرفداران

پی نوشت : خب بلاخره تمام شد. احساس می کردم با ننوشتن اینها، یک مسئولیت سنگین همچنان بر گردن این وب باقی مانده است. اما حالا دیگر تمام شد. می توانم یک نفس راحت بکشم. حالا دیگر باید برویم در فکر شماره ی ۱. شاید دو هفته ای برایش زمان لازم است. باید فکر کنم که از کجا شروع کنم و از چه ها بگذرم و به چه برسم. برایش زمان می خواهم. دلگیرم. خیلی سخت است. اما لازم است و اجباری. الان دقیق نمی دانم چه ها باید نوشت. اما به وقتش خودش خواهد آمد. شماره ی ۱ قرار است تا همیشه برای این وب، "شماره ی ۱" و یادگار باقی بماند. دو هفته زمان لازم است. فقط دو هفته...

بخش نظرات(مخصوص کسانی که قسمت نظرات وب برایشان مسدود است)

سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
تصاویر حضور عوامل درباره الی در جشنواره خاورمیانه - ابوظبی

برای دیدن عکسها در اندازه اصلی، بر روی آنها کلیک کنید ؛

                    

         

                

           

          

            

                     

بخش نظرات(مخصوص کسانی که قسمت نظرات وب برایشان مسدود است)

پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
دانلود کلیپ و متن مصاحبه ی گلشیفته فراهانی با صدای آمریکا

ضمیمه ۱ : این پست جنبه ی خبری دارد و شامل آن " ۳ " شماره نمی شود. شماره های ۲ و ۱، بزودی در وب قرار می گیرند و... چیزهایی که بماند زمانش.

ضمیمه ۲ : روز پنج‌شنبه گذشته، درباره الي در بخش "سينماي جهان" سومین جشنواره ی خاورمیانه که در ابوظبی امارات در حال برگزاریست، نمایش داده شد. به گزارش ایسنا، گلشيفته فراهاني كه در مراسم نمايش فيلم در ابوظبي حضور داشت، در مقايسه سينماي ايران و هاليوود گفت: "در هاليوود، براي هر پلان، هشت دوربين حضور دارد، اما در ايران فقط يك دوربين ديده مي‌شود. به‌علاوه، در هاليوود فيلم‌ها حول المان‌هاي خاصي ساخته مي‌شوند، اما در ايران فيلم‌سازان بيشتر از متدهاي تجربي استفاده مي‌كنند. هرچند من از هر دو سينماي ايران و هاليوود لذت مي‌برم. وي درباره حضور «درباره الي» در اسكار 2010 نيز گفت: "مطمئنا خيلي خوشحالم. اما اين همه‌چيز نيست و فقط بخشي از پروسه‌ي لذت بردن از اين فيلم است."


گلشیفته فراهانی در مصاحبه با صدای آمریکا :

دوست دارم یک ندای زنده باشم/ در فیلم رولند جافی بازی کرده ام، ولی هنوز فیلمبرداری آن تمام نشده ؛

خانوم فراهانی! شما نه تنها به عنوان هنرپیشه بسیار شناخته شده هستید، بلکه به عنوان خواننده هم بعد از کنسرت با آقای نامجو معروفیت پیدا کردید.

من که هنوز معروفیتی پیدا نکرده ام. ولی خب رشته ی اصلی من همیشه موسیقی بوده و اوضاع یکجوری است که الان هم من و هم محسن خارج از ایرانیم و یکجورهایی شبیه به هم هستیم. به هر حال محسن را مردم در ایران خیلی دوست دارند و من هم مردم ایران را دوست دارم و این ترکیب به نظرم ترکیب خوشگلی است.

شما چندین بار در میان کنسرت رفتید و با محسن روبوسی کردید.

من یکبار اینکار را کردم. باقیش داشتم در مورد مسائل تکنیکی صحبت می کردم. راجع به اینکه چرا هتفون را نگذاشتی و اینکه نورها دارد تماشاگران را اذیت می کند. به هر حال یک اتفاقی است که می افتد. در یک لحظه ای انگار همه چیز یکی می شود. همه ی جهان یکی می شود. و می دانیم که قرار است صدای ما به تمام اتوبانهای تهران، اتوبان صدر و مدرس و شهر ری و... برود و این یک شوق عجیب و غریبی است به هر حال.

الان در بعضی از کشورهای اروپایی، یکی از فیلم های شما را نمایش می دهند و خیلی از ایرانیها می پرسند که فیلم بعدی خانوم فراهانی کی است؟

انشاالله. من یک فیلمی کار کرده ام با آقای رولند جافی، به اسم There Be Dragons. نمی دانم کی نمایش داده می شود. هنوز فیلمبرداریش تمام نشده. به هر حال پروژه های دیگر هم دارد اتفاق می افتد و باید ببینیم که قرار است کدام یکی پس از دیگری کنار هم چیده شوند.

شما که هم در ایران کار کرده اید و هم در خارج، به نظرتان کجا برای فعالیت یک هنرپیشه ی ایرانی راحت تر است؟

کجا برای زندگی راحت تر است؟ باید این را بپرسید. معلوم است که ایران. به هر حال عشق ما ایران است، زندگی ما ایران است. اما آن ارزشی که قائل می شوند برای هنرمند در...(از گفتنش منصرف می شود). نمی دانم. این سوال خیلی ظریفی است. به هر حال فکر کنم هنر یک زبان جهانی است که چه در ایران باشد و چه در هر جای دنیا، حرف خودش را می زند و نیازی به زبان و قوم و هیچ چیزی ندارد.

اگر هنر و سینما یک زبان بین المللی است و یک هنرمند هر جا می تواند حرفش را بزند، گلشیفته فراهانی چه می خواهد بگوید به دنیا؟

من به عنوان موزیسین نمی دانم، اما به عنوان بازیگر، شاید می خواهم یک رویه ی جدیدی از اخلاقی که یک هنرمند می تواند داشته باشد، ارائه دهم. به هر حال من هنر سینما را در مقابل موسیقی انتخاب کردم، چون فکر می کردم تماشاچی بیشتری دارد و مردم بیشتر با آن ارتباط برقرار می کنند. و به هر شکل موج های هنری و فرهنگی و تمام اینها را می خواستم ایجاد کنم، چون در خانواده ای بزرگ شده ام که پدرم هم همینطوری بود. به هر صورت در ایران هنر همیشه برای ما یکجور مبارزه بوده. چون به عنوان هنرمند همیشه یک چیزی در مقابل ما بوده که جلوی ما را می گرفته و همیشه ما در اقلیت بوده ایم. "من" شاید یک "ندا"ی زنده است. یک ندای آزادی است. یک ندایی است که نمرده و هرگز نخواهد مرد.

این مصاحبه توسط گروه طرفداران مکتوب شده است و اخلاقانه می باشد که در صورت استفاده، منبع آن ذکر گردد.

برای دانلود این مصاحبه ی ۵ دقیقه ای، با کیفیت عالی و حجم ۸ مگابایت، بر روی لینک زیر کلیک کنید ؛

دانلود

بخش نظرات(مخصوص کسانی که قسمت نظرات وب برایشان مسدود است)

جمعه هفدهم مهر 1388
عکسهای کنسرت میلان و بررسی آلبوم آخ
 

ضمیمه : کلیپ اجرای ترانه ی "همش" در کنسرت میلان را از اینجا مشاهده کنید.


کنسرت نامجو و گلشیفته در میلان ؛

کنسرت محسن نامجو و گلشیفته فراهانی، پنج شنبه ی گذشته در شهر میلان ایتالیا برگزار شد. این کنسرت که به مراسم معارفه ی آلبوم " آخ" اختصاص داشت، در سالنی با گنجایش ۱۵۰۰ نفر که به طور کامل پر شده بوده است، برگزار شد. لازم به ذکر است که همخوانی و نوازندگی گلشیفته فراهانی(که پیانو و پرکاشن می نواخت) در این اجرا، مورد استقبال شدید حاضران قرار گرفته است.

برای مشاهده عکس ها در اندازه اصلی، بر روی آنها کلیک کنید ؛

             

             


عباس کیارستمی، دو فیلم با نامهای "پنج" و "ده" در کارنامه خود دارد. "ده" اثریست که به ده سکانس از زندگی روزمره ی یک زن در اتوموبیل می پردازد و "پنج" هم به پنج سکانس از معمول ترین و ساده ترین وقایع طبیعی اطراف ما. بنده هم از این روش کیارستمی استفاده می کنم و اینبار از عدد "سه" برای این یادداشت استفاده می کنم. حال چرا سه؟ "سه"، به معنی سه مطلب و یادداشت که همان حکم سه سکانس را دارد. اول اجازه دهید که از آخر شروع کنیم و به ابتدا برسیم. پس، از ۳ به سمت ۱ می رویم. اینکه در ۱ چه چیزی انتظار ما را می کشد، در زمانش مشخص خواهد شد.

3

بلاخره پس از مدتها انتظار، آلبوم جدید محسن نامجو، با نام "آخ" منتشر شد. قبلش این را بگویم که هیچگونه تمایلی برای قرار دادن لینک دانلود این آلبوم در اینجا ندارم. درست است که قانون کپی رایت شامل حال مخاطبان ساکن ایران خوانندگان خارج از کشور، که امکان خرید نسخه های اریجینال آثارشان وجود ندارد، نمی شود و خود آنها هم یقینا راضی هستند که مخاطبان ساکن ایران، با کمک اینترنت بتوانند به آثار آنها دسترسی پیدا کنند، اما به هر حال و با تمام اینها، نگارنده علاقه ای ندارد که لینک دانلود را در این وب قرار دهد. این را بگذارید روی حساسیت زیاد بنده. این آلبوم را می توانید از خیل عظیم سایتهای مرتبط با موسیقی، دانلود کنید. البته اگر ساکن ایران هستید. وگرنه، لطفا نسخه ی اریجینال آنرا برای احترام به حقوق صاحبان اثر، تهیه فرمایید.

محسن نامجو هیچگاه خواننده ی محبوب بنده نبوده است. معمولا به صورت تک و توک و دست و پا شکسته به مهمترین ترانه های او گوش می دادم و هیچگاه جزو شیفتگان پرشمار او نبوده ام. اما آلبوم "آخ" نامجو، که شامل ۸ قطعه می باشد، در ۳ قطعه اش برای بنده تاثیرگذار و شیفته وار بوده است. به گمانم سه قطعه ی "همش(آخ)"،"Cielito_Lindo " و "گلادیاتور" شاخص ترین قطعات این آلبوم جدید نامجو می توانند باشند. قطعه ی "همش"، هر چند برای بسیاری(به خصوص کسانی که چندان با آثار نامجو آشنا نیستند) به دلیل نوع ترانه ی آن، اندکی غیرمتعارف به نظر می رسد، اما این قطعه از حیث موسیقی و ریتم شناسی و اجرای نامجو و همخوانی گلشیفته فراهانی، اثری شاخص و دلچسب درآمده است و چنانچه با دقت به ابیات آن توجه شود، می تواند برای هر قشری دلپذیر باشد. اما به اعتقاد نگارنده، قطعه ی Cielito_Lindo بهترین قطعه ی این آلبوم است. ترکیبی مثال زدنی از موسیقی سنتی و کلاسیک و اجرایی فارسی - اسپنیش، با موسیقی دلنواز و گزینش شعری سنجیده، که بهترین همخوانی گلشیفته در این آلبوم را نیز در خود دارد و در مجموع اثری ماندگار می نماید.

اما قطعه ی گلادیاتور، نوعی دیگر از موسیقی گاهی غیرمتعارف محسن نامجوست. این قطعه که رنگ و بوی انتقادی - سیاسی دارد و گاهی لحن اروتیک بر خود می گیرد، در عین اینکه در نگاه نخست، عجیب ترین قطعه ی این آلبوم است، اما در عین حال عمیق ترین و حساب شده ترین کار نامجوست. مخاطب چنانچه با دقت و تمرکز و در حالت رمزگشایی به ابیات شعر این قطعه گوش دهد و نکته اش را بگیرد، یقینا با آن ارتباط برقرار خواهد کرد و از آن لذت خواهد برد. دقت و ظرافت این قطعه، با همان نامش، یعنی گلادیاتور(که یک گروه خاص را خطاب قرار می دهد)، که تشبیه هوشمندانه ایست، آغاز می شود. گلشیفته فراهانی در این قطعه کمترین حضور را به عنوان همخوان دارد، ولی در عین حال تاثیرگذاری بالایی دارد و نوای آرام اش چنان در میان فریاد نامجو می پیچد که انگار نسیمی ملایم از دوردستها و در میان غرش سهمگین آسمان، بر صورتمان خورده باشد.

سایر قطعات این آلبوم، هر چند در قسمتهایی حاوی لحظات گوشنواز و چشمگیری هستند، اما در مجموع برای بنده لذت بخش نبوده اند. از جمله ی این قطعات، می توان به قطعه ی "دلا دیدی" اشاره کرد که حاوی لحظات جانداریست، اما کلیتش برای نگارنده مورد پسند نبوده است. گلشیفته فراهانی به عنوان همخوان در این قطعه پررنگ ترین حضور را دارد و این تنها قطعه ایست که در آن، صدای او برای تمامی مخاطبان، به راحتی قابل تشخیص می شود. هق هق ها و ناله های او دارای شناسنامه ی مختص به خودش هستند. اما برای بنده حضور گلشیفته در این قطعه چندان دلچسب نیست. برای بنده حضور نسیم وار او در قطعه ی گلادیاتور و یا حضور لطیف و ملایمش در Cielito_Lindo لذت بخش تر و دلچسب تر است. در مجموع اما به گمانم این آلبوم نامجو می تواند نمره ی قبولی و حتی خوبی بگیرد. طبیعیست که وقتی برای شخصی چون بنده که هیچگاه جزو هواداران پر و پا قرص نامجو نبوده ام، 3 قطعه از 8 قطعه ی این آلبوم، لذت بخش می شود، پس برای خیل عظیم و مشتاق هواداران او، کلیت این آلبوم می تواند عزیز و دلپذیر باشد. به هر حال محسن نامجو موزیسن و خواننده ی فهیم و تواناییست که متفاوت از آنچه که در سایر موزیسن ها و خوانندگان می بینیم، کار می کند و سبک او در تلفیق موسیقی پاپ و سنتی و کلاسیک، قابل توجه و ستایش برانگیز است.

گلشیفته فراهانی اما به گمانم در اولین تجربه ی رسمی اش به عنوان نوازنده و همخوان، موفقیتی بیشتر از پیشبینی ها کسب کرده و استعدادی از خود بروز داده که ما را یاد نقش آفرینی اولش در سینما، با درخت گلابی می اندازد که همه را چشم به امید ظهور یک ستاره ی خوش قواره در سینمای ایران کرد. گلشیفته بر خلاف انتظار، بیشتر از آنکه به عنوان نوازنده در این آلبوم حضور داشته باشد، به عنوان همخوان حضور دارد. پیانوی گلشیفته تنها در قطعه ی "گلادیاتور" است که مجالی برای خودنمایی می یابد و در همین تک قطعه نیز به خوبی نمایانگر شور و شعور و استعداد او در به بازی درآوردن سازهاست. گلشیفته حضوری پر رنگ به عنوان همخوان دارد و این حضور، گاهی در قطعاتی چون "دلا دیدی" به فراتر از همخوانی می رسد و گاهی نیز فرمی زیرپوستی به خود می گیرد. به نظر می رسد موفقیت او در گرو موفقیت نامجو بوده است. چنانکه گلشیفته بهترین حضورهایش در این آلبوم را از قضا در قطعاتی بر جای گذاشته که همان قطعات، بهترینهای نامجو در این آلبوم هستند. یعنی قطعات "همش" ، Cielito_Lindo و گلادیاتور، در کنار قطعه ی Qashqai. همخوانی و همراهی گلشیفته در قطعه ی Cielito_Lindo برای شخص بنده، به شدت دلچسب و زیباست و معتقدم که بهترین حاصل همکاری او با نامجو در این آلبوم است.

اما نکته ی قابل توجه دیگر در مورد حضور گلشیفته در این آلبوم، انعطاف مثال زدنی او در نوع بیرون دهی صدا و لحن است. این امتیاز که نشات گرفته از بازیگر بودن اوست(بازیگران منعطف، برای ارائه بازیهای متفاوت، قادرند لحن و جنس صدای خود را به فرمهای گوناگون دربیاورند، بدون آنکه اندکی تصنع در آن بروز دهد)، موجب شده است تا او در این آلبوم با 4 جنس صدای متفاوت نامجو را همراهی کند و در هر قطعه با توجه به جنس و فضای کار، به یک نوع متفاوت حضور یابد. در قطعاتی چون "همش" و Cielito_Lindo او با معمول ترین فرم صدای خود، که پیش از این در یکی از تحریرهایش(که در این وب نیز قرار گرفت) نیز به چشم می خورد، حضور دارد. و در بخشهای کمی(اغلب پایانی) از این قطعات و همچنین در قطعه ی گلادیاتور، بر وجه زنانه و لطافت صدای خود می افزاید و با جنسی که کاملا به جنس صدای او در هنگام خواندن ترانه ی " چه خوبه همیشه ما با هم باشیم" در سنتوری پهلو می زند، نامجو را همراهی می کند. جنس صدای او در قطعه ی "دلا دیدی" اما از جنسیست که او پیش از این در سینما و در آثاری چون "دیوار"، "به نام پدر" و چندین سکانس از سنتوری و گیس بریده از خود ارائه داده بود. این جنس صدای گلشیفته(که معمولا در بین طرفداران بازیش، طرفداران کمتری دارد) به دلیل تفاوت و چرخش 180 درجه ایش با جنس صدای او در میم مثل مادر، درباره الی و...، عاملی گشته تا همخوانی گلشیفته در قطعات "همش" و Cielito_Lindo، در دسته ی بازیهایش در میم مثل مادر و درباره الی قرار بگیرد و همخوانی اش در "دلا دیدی" در دسته بازیهایش در دیوار و...، و به دلیل دو جنس متفاوت و قرار گیری این دو دسته در مقابل هم، جالب توجه به نظر برسد.

گلشیفته حتی در قطعه Qashqai جنس صدای متفاوتی را از خود بروز می دهد. این ارائه صداهایی با یک ریشه ی یکسان، اما با شاخ و برگهای متفاوت، کار بسیار دشواریست و در واقع همان چیزیست که برای یک بازیگر در سینما لازم است و چنانچه کسی توانایی ارائه آنرا نداشته باشد، به ورطه تکرار خواهد افتاد(البته جنس صدا، تنها 50 درصد بازیگریست). در موسیقی هم، هم خواننده و هم به خصوص همخوان، لازم است تا توان این را داشته باشد تا از تمامی قسمت های حنجره و تارهای صوتی خود استفاده کند و بتواند با توجه به موقعیت، فرم های گوناگونی به صدای خود بدهد، که نه تقلیدی باشند و نه تصنعی. گلشیفته اما به دلیل سابقه اش در سینما و انعطافی که در نقش آفرینی هایش از خود بروز می داد، در اینجا هم منعطفانه از پس کار برمی آید و چنانچه مخاطب با دقت کار او را در این آلبوم گوش دهد، متوجه این ظرافات به خرج داده ی او خواهد شد.

به هر حال این آلبوم، به عنوان اولین حضور رسمی گلشیفته در دنیای موسیقی، با در نظر گرفتن سن و سال کمش، جای شکی باقی نمی گذارد که او از این آزمون سخت سربلند بیرون آمده و اگر ضعفی هم هست(که یقینا هست)، می توان آنرا روی تجربه ی اول و ناپختگی او گذاشت و دلیلی برای انتقاد به او نیافت. و بیشتر خوشحال بود و دختری را ستایش کرد که با قدرت به همه اثبات می کند که در این زمینه نیز همچون سینما، استعدادی دارد و انرژی و نبوغی. صدای خوب و بسیار زیبا و خشن - لطیفی دارد که همچون یک خمیر نان، منعطف است. پس باید باز هم همچون سینما، با استواری و انرژی و شوق و پشتکار، پی اش را بگیرد. که این آلبوم اگر حکم درخت گلابی را برایش داشت، پس با ادامه ی مستمر همین مسیر، در آینده ای نزدیک، بوتیک ها و سپس میم مثل مادر و الی هایی در انتظارش خواهند بود. رسیدن به قله های موسیقی نیز برای یک دختر جوان و انرژیک و مستعد چون او، دور از دسترس نیست و چیزی است که ما در او سراغ داریم.

بخش نظرات(مخصوص کسانی که قسمت نظرات وب برایشان مسدود است)

پنجشنبه شانزدهم مهر 1388
خبرها

انتشار "آخ" و دانلود دو دقیقه از قطعات این آلبوم ؛

آلبوم "آخ" محسن نامجو، از امروز(پنج شنبه - ۱۶ مهر) به صورت رسمی منتشر می شود. شما می توانید دو دقیقه از تمام قطعات این آلبوم ۸ قطعه ای را از اینجا دانلود کنید. گلشیفته فراهانی در اکثر  قطعات این آلبوم، به عنوان همخوان حضور دارد.

همچنین سایت موسیقی ما گزارش داده است که امروز - پنج شنبه - کنسرت محسن نامجو و گلشیفته فراهانی در شهر میلان ایتالیا برگزار خواهد شد، که اختصاص به معرفی آلبوم جدید نامجو دارد.

اکران موفق درباره الی در فرانسه ؛

درباره الی که اخیرا به عنوان نماینده ی سینمای ایران به اسکار معرفی شده است، توانسته در فرانسه نیز اکران موفقی را پشت سر بگذارد و پرفروشترین فیلم ایرانی اکران شده ی سالهای اخیر در این کشور باشد. درباره الی طی 3 هفته ی اول اکران خود، تعداد 64753 تماشاگر داشته است. سایت سینمای ما در این رابطه نقل کرده است : "طبق نوشته مجله حرفه‌ای‌های سینمای فرانسه که آمار مرکز ملی سینما را منتشر می‌کند هر کپی به طور متوسط توانسته طی آخرین هفته (هفته سوم) 240 تماشاگر را به سینما روانه کند و از فروش آن 42 درصد کاسته شده است. این امر طبیعی است زیرا در هر هفته بین 12 تا 15 فیلم جدید روانه سینما‌های فرانسه می‌شود که برخی از آن ها حتی 3 هفته هم نمی‌توانند بر پرده باقی بمانند."  لازم به ذکر است که درباره الی با استقبال بالای منتقدان و مطبوعات فرانسوی رو به رو شده است و پس از پایان اکران در فرانسه، بر روی پرده ی سینماهای آمریکا نیز خواهد رفت.

بخش نظرات(مخصوص کسانی که قسمت نظرات وب برایشان مسدود است)

چهارشنبه پانزدهم مهر 1388
عکس های هنری گلشیفته فراهانی 2
 

 

برای دیدن عکس ها در اندازه اصلی، بر روی آنها کلیک کنید ؛

           

           

                                       

پی نوشت : مدتهاست که قرار است نقد بازی گلشیفته فراهانی در درباره الی را بنویسم تا پس از آن، با خیالی آسوده از پایان یافتن تعهد این وب نسبت به گلشیفته ی "سینمای ایران"، به مطلبی بسیار مفصل و نهایی بپردازم و خیلی از حرفهای ناگفته(و سخت و در گلو مانده) را در آنجا مطرح کنم. اما متاسفانه اینروزها حس و حال مکتوب نمودن یادداشتی که مدتهاست در ذهنم تثبیت شده است وجود ندارد و حسابی بد قول شده ام. اما این دیگر وعده ی آخر خواهد بود. گویا گلشیفته فراهانی سالها در سینمای ایران با نقش ها و فیلم ها و بازیهای خوبش پیش آمده است تا در نهایت برسد به درباره الی و ما هم برسیم به بررسی بازی او در این فیلم، و این وب هم گویا مدتها با فراز و نشیبهای بسیار فعالیت کرده تا در نهایت برسد به آن مطلب نهایی و مهم و ناگفته، که بزودی خواهم گفت و... . فعلا بیش از این در موردش نمی گویم. که بیش از اینش، همان چند نقطه اش است. که به وقتش پر خواهد شد.

بخش نظرات(مخصوص کسانی که قسمت نظرات وب برایشان مسدود است)

چهارشنبه هشتم مهر 1388
خبرها

بخشی از گفت و گوی گلشیفته فراهانی با لوموند و انتقادات صریح او از وضع موجود در ایران ؛

از ابتدا که به مدرسه می رفتیم مجبور بودیم دروغ بگوییم. خیلی از مردم و هنرمندان کشور من یا کشورهایی مثل چین و کره شمالی که تحت فشار قرار دارند مجبور به دروغ گفتن هستند، چون مجبورند برای بقا. مردم کشورهای دمکراتیک این را درک نمی کنند، اما من چرا! من خود یک دروغگو هستم و یک میلیون بار تا حالا دروغ گفته ام. از روز اول در مدرسه من دو زندگی متفاوت داشتم ؛ یکی در مدرسه و یکی در خانه. وقتی برای بقا مجبوری دروغ بگویی، دروغگوی خوبی میشوی. بعد از مدتی این بخشی از زندگی ات میشود و دیگر نمی فهمی که داری دروغ می گویی. حجاب در خیابان، بدون حجاب در خانه. مثلا اوائل انقلاب در مدرسه عکس بطری ویسکی را به بچه ها نشان می دادند و می پرسیدند: بابای کی از اینا تو خونه داره؟ "

ورود درباره الی به شبکه ی نمایش خانگی ؛

درباره الی تا انتهای آبان ماه، توسط موسسه تصویر دنیای هنر به شبکه ی خانگی وارد خواهد شد. پیش از این نیز فیلمهای دیوار و همیشه پای یک زن در میان است توسط این موسسه منتشر شده بودند. هنوز خبری پیرامون حضور یا عدم حضور پشت صحنه ی این فیلم در نسخه ی خانگی، منتشر نشده است. درباره الی این روزها در سینماهای فرانسه و چندین شهر ایران بر روی پرده است.

درباره الی در جایگاه چهارم ؛

در نظرسنجی اخیر ماهنامه ی فیلم از جمعی از منتقدان برای انتخاب محبوبترین فیلمهای عمرشان از سینمای ایران، درباره الی در جایگاه چهارم قرار گرفت. لازم به ذکر است که درخت گلابی نیز در بین رتبه های ۲۰ تا ۳۰ جای گرفت.

آلبوم محسن نامجو تا اواسط مهرماه ؛

آلبوم جدید محسن نامجو با نام "آخ" تا ۱۵ مهرماه در میلان ایتالیا منتشر خواهد شد و همزمان نیز کنسرتی در این شهر توسط محسن نامجو برگزار می گردد. گلشیفته فراهانی در این آلبوم نامجو، نوازندگی پیانو و همخوانی احتمالی در چند قطعه را بر عهده داشته است.

بخش نظرات(مخصوص کسانی که قسمت نظرات وب برایشان مسدود است)

جمعه سوم مهر 1388
عکس های هنری گلشیفته فراهانی

برای دیدن عکسها در سایز اصلی، بر روی آنها کلیک کنید ؛

           

                    

                  

          

       

عکسهای بالا در اواخر سال ۲۰۰۸ و در آغازین ماه های خروج گلشیفته فراهانی از ایران گرفته شده اند. اما به خاطر ایجاد آرامش و امنیت برای درباره الی، انتشار آنها به بعد از اکران عمومی و البته رهسپاری این فیلم به اسکار موکول شده است. در واقع از ۳ روز قبل، دیگر گلشیفته فراهانی محدودیت و مشکلات دست و پاگیری برای رسیدگی به برنامه ها و امور و اهداف آینده اش ندارد.

بخش نظرات(مخصوص کسانی که قسمت نظرات وب برایشان مسدود است)